خانه

 درباره ما
 ارتباط با ما
 راهنمای فروشگاه

 فروش آثار شما
 نمونه قراردادها
رزومه
 نمونه کارها
 
فروشگاه مقالات
 
فهرست مطالب: بررسی رازِ جاودانگی گُنبد سلطانیه زنجان در مقایسه با کلیساي سانتاماریا دلفیوره فلورانس

تاریخ ایجاد 07/01/2016 12:00:00 ق.ظ    تعدادبرگ: 8   قیمت: 1000 تومان   حجم فایل: 569 kb  تعدادمشاهده  4


چکیده
در مورد سبک معماري رایج در دوره ایلخانی ذکر این نکته مهم است که معماري ایلخانی از سبک دوره سلجوقی اقتباس شده است.
معماري ایلخانی به عنوان مرحله اي شاخص در معماري ایران باستان می باشد که با دوره هاي قبلی حالتی پیوسته دارد، و یا به عبارت
دیگر در این دوره معماري به یکباره همه الگوهاي معماري دوره هاي قبلی به یکباره عوض نشده است. با توجه به گستردگی حکومت
مغولان، به علّت اینکه آنها از خود هنر و معماري نداشتند، لذا هر منطقه اي را که تصرّف می کردند، تحت تاثیر فرهنگ و تمدن آن
منطقه قرار می گرفتند و بدین ترتیب معماري ایلخانی حالت معماري بومی-محلی را داشته است. در مورد معماري دوره سلجوقی و
ایلخانی باید توجه داشت که دورة سلجوقی تقریباً از نظر زمان و تعداد سال با دوره رمانسک و دوره ایلخانی با دوره گوتیک اروپا مطابقت
داشته است. ضمن اینکه در اروپا هم این دو سبک به همدیگر شباهت داشته اند و به نوعی تحول سبک رومانسک به گوتیک در اروپا
شبیه تحول سلجوقی به ایلخانی می باشد و این در حالی است که معماري سلجوقی و ایلخانی دو دوره دنبال هم و پیوسته هستند و
تحول انقلابی در فرم بناها پدید نیامد، بلکه بناها متکامل تر شدند و این در حالی است که در اروپا وقتی بعد از دوره رومانسک دوره
گوتیک شکل گرفت، تحولّات چشمگیري در فکر معماران و همچنین فرم و شکل بناها پدید آمد. در این تحقیق با تکیه بر مطالعات
کتابخانه اي و اسناد در دسترس، به بررسی مقایسه اي بین معماري دوره ایلخانی و منحصراً گنبد سلطانیه با معماري دوره گوتیک و با
کلیساي سانتا ماریادلفیوره پرداخته و آنها را از نظر تقدم و تاخّر زمانی و تکنیک هاي ساخت و ابعاد و اندازه هاي فیزیکی در کالبد
معماري این دو بناي عظیم آجري جهان جستجو می کند. یافته هاي این تحقیق بر حسب این تقدم و تاخّر زمانی ساخت بناي عظیم
گنبد سلطانیه در مقایسه با کلیساي سانتاماریادلفیوره گویاي تقلید عالمانه و مفید ساخت این کلیسا از گنبد سلطانیه را نشان می دهد.
ضمن اینکه با بررسی تطبیقی ابعاد فیزیکی معماري دوره ایلخانیان با دیگر دوره هاي معماري ایران و سیر به ساخت با ارتفاع بیشتر در
این دوره معماري، این بناها با خطوط قائم زیاد، القاء کننده غرور و شکوه و عظمت آنها را نشان می دهند ، به طوریکه در برخی مواقع
􀬺 نسبت ارتفاع به دهانه ایوانهاي ورودي در برخی بناهاي این دوره را می توان
􀬵 مشاهده کرد. همچنین بناهایی که امروزه آنها را
"منومان" تلقی می کنیم و از آغاز رنسانس به بعد در ایتالیا و دیگر کشورهاي اروپا ساخته شده اند و از آنها به عنوان عناصر ساماندهی
منظر و محیط شهري یاد میکنیم، ریشه در ساخت معماري گنبد آجري سلطانیه به عنوان بناي منومان دارد.
مقدمه اي بر معماري گنبد در ایران
همانند ایوان، گنبد بارزترین عنصر معماري ایرانی است، گرچه در چگونگی پیدایش ایوان هنوز بحث وجود دارد، ولی در مورد تکامل
بناهاي گنبد دار ایرانی از آغاز دوره ساسانی تا عصر حاضر کمتر تردیدي به چشم می خورد. البته بین ساختمانهاي گنبد دار ایرانی و
بناي گنبد دار رومی تفاوتی دیده می شود، به طور کلی بناهاي گنبد دار مغرب زمین کامل شناخته می شود و براي مثال گنبد بناي
پانتون رم بر روي اتاقهاي استوانه اي شکل مهم کارگذاري شده است، اما تفاوت جالب توجه، شیوه انتقال گنبد از بناهاي مدور به بناي
مربع شکل است که به نام گنبد خانه ودر زیر گنبد قرار گرفته است. بدین ترتیب که در اتاقهاي مربع شکل( لچکی) از برش نیمکره،
مثلث ساده به وجود می آید و در حالی که در ایران بدون استثناء این لچکی به صورت سه کنج و یا فیلپوش بوده که بتدریج و به
شیوه کار .(Herzfeld, E; Damascus I, Arts Islamic; 9; 1942, p. صورت یک عنصر منظم ساختمانی و تزیین در می آید ( 17
بدین ترتیب بود که با پل زدن بر روي گوشه هاي اتاق مربع شکل به اتاقهاي نیم مخروطی، مربع اتاق تبدیل به هشت ضلعی و بعد با
صاف کردن انحرافات باقیمانده، سطح تبدیل به دایره می شد. این کوشش براي ساختن اشکال هنري را می توان در معماري اواخر
ساسانی به وضوح مشاهده کرد تا جایی که فیلپوش ها نه تنها عنصر ساختمانی در معماري ساسانی ، بلکه طرحی تزیینی در توسعه و
تکامل معماري اسلامی بودند که در آغاز قابل پیش بینی نبود. در مقایسه با لچکی غربی که براي پیوند گنبد به اتاقهاي مکعب شکل
مرسوم بود، به کار بردن سه کُنج (فیلپوش) ایرانی که نتیجه تجربه ساختمانی در بناي گنبد دار است منجر به توسعه سه نوع
ساختمانی متمایز از یکدیگر گردید.
منطقه چهارگوش به درها و طاقچه ها و غیر آن. منطقه انتقالی بین اتاق چهارگوش زیرین و گنبدي که بر فراز آن قرار گرفته است. این
منطقه انتقالی معمولا از سه کُنج (فیلپوش) و طاقنماهاي بسته اي تشکیل یافته است که هسته اصلی تزئینات دوره اسلامی را تشکیل
داده، احیانا سرانجام به صورت مقرنس کاري زیر گنبد در آمده است.
گنبد اصلی که گاهی اوقات در محورهاي آن پنجره هاي کوچکی باز می شده است. گنبد سلطانیه در زمزه گُنبدهایی است که بر روي
بدنه هشت ضلعی بنا شده است و معمار چیره دست آن، تکنیک ساخت گنبد بر روي گنبد خانه مربع شکل را که در زمان ساخت گنبد
به فیلپوش و مقطع چند ضلعی تبدیل می شد، به یکباره با ساخت حجم هشت ضلعی منتظم حل کرده است و این گویاي تفکر سازنده
آن در جهت حل همین موضوع بوده است(نگارنده، 1390 ). آرزوي یافتن راه حلهاي عملی تر براي بناهاي گنبد دار با مقیاس بزرگ،
طرحهاي چند ضلعی را به جاي طرح مربع شکل به وجود آورد. این نوع نسبتا زود ظاهر شد، مانند اتاق گنبد دار هشت گوش که در
ساخت گنبد سلطانیه زنجان به اوج خود رسید. این ساخت و ساز در دوره معماري ایران قابل قیاس با معماري قُبۀ الصلبیه در سامرا و
(Blair, S; Muqarnas; 1, 1981, p. گنبد صخره در بیت المقدس الهام گرفته است. (مقایسه بهره گیري از علم در ایران با دیگر ملل
هندسه ایرانی و اروپایی با یکدیگر مغایرند و به تبع آن نیارش معماري ایرانی با استاتیک متفاوت است. نیارش که عبارتست از بهره
گیري از موضوعات سازه اي در معماري ایرانی است، در نهایت سادگی، دقیقترین پاسخهاي صحیح را به دست می دهد. هندسه بیشتر
با تناسبات خودگرا سر و کار دارد و تا حد امکان بري از حساب، ابعاد تابع یکدیگرند و مضربی از هم و در کل پیرو نیاز بوده است و حتی
استفاده از گز داراي روشی متفاوت با کاربرد واحد طولهاي دیگر در سایر معماریهاست. اگر پوشش را عمل غالب و موثرترین مسأله در
هنجار شکل یابی معماري نام می برند، موجب نفی برشماري سایر مسائل تاثیرگذار نمی گردد. در این امر، نظامی چند هماهنگی وکنترلی همه جانبه دوشادوش هم به نتیجه اي متوافق می رسند که متاثر است از: انتخاب نوع پوشش، تشخیص مسیرهاي حرکت
نیروها، استقرار اندامهاي باربر، نقش دستوري پیمون، کاربري ویژه گز، استفاده از مصالح بومی مقرر و منتخب، مداخله مستقیم و
سرآوري و نظم هندسی. هندسه ایرانی علاوه بر دخالتهاي اصولی، وسیله برقراري نظم و همبستگی عمومی و کلی بین تمام عوامل
مثبت است. اصول ریاضیات در همه سرزمینها و دانش یکسان است. مسلم اینکه مشخصات مربع، دایره، اشکال هندسی منتظم، خطوط
موازي و غیره در هندسه ها مغایر نیست، ولی طرز برداشت و استفاده هندسه مختلف بوده است. براي روشن شدن این تمایز در بین
معماري گنبد سلطانیه ایران با هندسه کلیساي سانتا ماریا دلفیوره در زیر توضیح داده می شود.
-3 پیشینه تاریخی شهر سلطانیه
بناي گنبد سلطانیه که نام خود را از شهري به همین نام گرفته است، این شهر از کهن ترین زمان ها از جمله پیش از زمان
ایلخانان مغول مورد توجه اقوام گوناگون قرار گرفته و شواهد باستان شناسی حاکی است که دشت سلطانیه از هزاره پنجم پیش از میلاد
مسکون بوده و سفال هاي بدست آمده از تپه نور در جنوب شرقی شهر قدیم سلطانیه روشنگر این مطلب است.
در متون و ادبیات از سلطانیه به نام "نیز آکامپی" یاد شده و آن را چراگاه ایلخی سلاطین قدیم ایران دانسته اند و نام سلطانیه را
شرویاز گفتند و کهنترین متنی که شرویاز در آن دیده شده، سلجوق نامه ظهیرالدین نیشابوري (متوفی به 582 ه.ق) است. وي می
نویسد: "سلطان ارسلان ابن طغرل محمد در سال 562 ه.ق به مرغزار شرویاز وارد شد" مستوفی درباره مکان شهر سلطانیه در تاریخ
گزیده محل این شهر را در جایی میداند که مغولان به آن قنقوراولانگ میگفتند و اولانگ را مرتع و چمن مینامند. نویسندگان دیگر
درباره پیشینه سلطانیه موارد دیگري را یاد کرده اند، از جمله شاردن اروپایی از آن به عنوان بلاد باستانی پارتها یاد می کند. پس از
ورود مغولان به ایران در سال 716 ه.ق و انتخاب سلطانیه براي پایتختی توسط مقتدرترین سلطان ایرانی در سال 704 ه.ق این شهر
از رونق و اعتبار ویژه برخوردار شد. در زمان اولجایتو فعالیت ها و اقدامات عمرانی و آبادانی گسترش یافت، چرا که او ناگزیر بود اقتدار
مادي و معنوي حکومت خویش را به نحوي به جهانیان عرضه دارد و به همین دلیل به دنبال برآوردن آرزوي غازان خان، اساس
پایتختی سلطانیه را بنا نهاد.
ویژگیهاي معماري کلیساي سانتاماریا دلفیوره
کلیساي سانتا ماریا دلفیوره که برخی آنرا ملهم از معماري مسجد سلطانیه می دانند، بزرگترین نماد شهرفلورانس و گنبد قرمز آن
بزرگترین گنبد آجري دنیا است که ساخت آن حدود 170 سال به درازا کشیده است.
آرنولفو معمار قرون وسطی در اواخر قرن سیزدهم ساخت کلیسا را آغاز کرد اما پیش از پایان کار فوت نمود و سوراخ بزرگ روي بام
مدتی منتظر مردي بزرگ بود تا معماري این ساختمان گوتیک را تمام کند. طرح برونلسکی با الهام از پانتئون رم در سال 1419 برنده
مسابقه طراحی گنبد گشت. طرح او در حین کار تغییرات بسیاري نمود. گنبد نهایی هشت وجهی با 42 متر قطر و 32 متر ارتفاع دو
لایه است. سازه گنبد به صورتی است که به صورت خود ایستا نیرو را منتقل می کند. بنابراین پیش از کامل شدن گنبد، سازه قدرت
تحمل بار خود را نداشته و با قالب و شمع مهار شده بود.
اشکال گنبد داخلی 9 دایره در هم است که به زیبایی با تابلوي آخر الزمان توسط جرجو واساري و فردیریکو زوکاري منقوش شده است. فضاي
باسیلیکایی داخل کلیسا همچون سایر کلیساهاي گوتیک ساده و با شیشه هاي نقاشی شده تزیین شده است. تزیینات دیگر به مرور
زمان از بین رفته و یا به موزه ها منتقل شده است. ناو اصلی و دو راهروي جانبی با قوس هاي بزرگ از هم جدا شده اند. کف سالن 153
متري در 38 متري با سنگ هاي مرمر رنگی مفروش شده است. 600 سال پس از ساخت کلیسا در زمان جشن شکل گیري ایتالیایی
متحد نماي کلیسا با سنگ سفید، قرمز و سبز توسط جوتو پوشیده و تزیین شد. برج ناقوس در مربعی به ضلع حدود 15 متر و ارتفاع
87 متر توسط جوتو به کلیسا اضافه گشته است. 414 پله برج تصویري ناب از گنبد کلیسا و کل شهر به بیننده می دهد. ساختمان
هشت وجهی تعمیدگاه روبروي درب اصلی کلیسا واقع شده است. دو درب برنزي ورودي از شاهکارهاي ساختمان است. 
بررسی ساختاري گنبد سلطانیه در مقایسه با کلیساي سانتاماریا دلفیوره فلورانس
گنبد کلیساي سانتاماریا دلفیوره 2 پس از مدتی بلاتکلیفی و بازسازي ناموفق، سرانجام توسط برونلسکی 3 سامان یافت. صاحب نظران
معتقدند براي ساخت آن از روش گنبدسازي ایرانی سرمشق گرفته، الگوي برگزیده او گنبد سلطانیه بوده است. لازم به یادآوري است که
شیوه معماري گنبدهاي ایرانی و همچنین طاقهاي آن نیز با اصول نوع رومی آن فرقهاي اساسی دارد. در گنبدهاي ایرانی، انحناي تن
گذار با ستبراي کمینه به تبع جانگداز شکل گرفته، حتی در نخستین نمونه هاي خود بر اساس انتقال نیروهاي آجر به آجر عمل می
کرده است. از ابتدا تا انتهاي بدون داشتن قالب، با چیدن آجر ساخته می شده، آجرها به هنگام چیدن بار نیروهاي خود را با ملات بر
آجر زیرین وارد می ساختند و آجرهاي طرفین خود را از طریق ملات و آجرهاي زیر و روي خود ارتباط افقی پیدا می کردند. پس از
پایان کار و در طول عمر گنبد، آجرها همچنان با حفظ همبستگی جانبی، مجموع نیروهاي واصله و وزن خود را به ترتیب به آجرهاي
تحتانی منتقل می کردند. حال آنکه در نوع رومی، گنبد قوس کالبد با خط رانش تطابق نداشته، براي ساخت آن از قالب بندي استفاده
می کردند تا چیده شود. به همین ترتیب جهت گنبدهاي رومی در صورت داشتن ترك و شکاف، وحدت خود را از دست داده، به سرعت
رو به ویرانی می رفتند. براي مثال در گنبد پانتئون که از بیخ و بن با دایره شروع شده، حجم قسمت پر آن با وجود باز بودن تارك آن،
چند برابر قسمت خالی است. پیش دادن اندامهاي باربر، ظاهرا در جهت تقلیل دهانه و جمع کردن آن ( به منظور نشاندن و اجراي
راحت تر پوشش) آکري است بدیهی، لکن به هر جهت تحت الشعاع هدف برتر بهره گیري از تقابل نیروهاست.
اشکال بررسی ساختاري گنبد سلطانیه در مقایسه با کلیساي سانتاماریا دلفیوره فلورانس
گنبد کلیساي سانتاماریا دلفیوره 2 پس از مدتی بلاتکلیفی و بازسازي ناموفق، سرانجام توسط برونلسکی 3 سامان یافت. صاحب نظران
معتقدند براي ساخت آن از روش گنبدسازي ایرانی سرمشق گرفته، الگوي برگزیده او گنبد سلطانیه بوده است. لازم به یادآوري است که
شیوه معماري گنبدهاي ایرانی و همچنین طاقهاي آن نیز با اصول نوع رومی آن فرقهاي اساسی دارد. در گنبدهاي ایرانی، انحناي تن
گذار با ستبراي کمینه به تبع جانگداز شکل گرفته، حتی در نخستین نمونه هاي خود بر اساس انتقال نیروهاي آجر به آجر عمل می
کرده است. از ابتدا تا انتهاي بدون داشتن قالب، با چیدن آجر ساخته می شده، آجرها به هنگام چیدن بار نیروهاي خود را با ملات بر
آجر زیرین وارد می ساختند و آجرهاي طرفین خود را از طریق ملات و آجرهاي زیر و روي خود ارتباط افقی پیدا می کردند. پس از
پایان کار و در طول عمر گنبد، آجرها همچنان با حفظ همبستگی جانبی، مجموع نیروهاي واصله و وزن خود را به ترتیب به آجرهاي
تحتانی منتقل می کردند. حال آنکه در نوع رومی، گنبد قوس کالبد با خط رانش تطابق نداشته، براي ساخت آن از قالب بندي استفاده
می کردند تا چیده شود. به همین ترتیب جهت گنبدهاي رومی در صورت داشتن ترك و شکاف، وحدت خود را از دست داده، به سرعت
رو به ویرانی می رفتند. براي مثال در گنبد پانتئون که از بیخ و بن با دایره شروع شده، حجم قسمت پر آن با وجود باز بودن تارك آن،
چند برابر قسمت خالی است. پیش دادن اندامهاي باربر، ظاهرا در جهت تقلیل دهانه و جمع کردن آن ( به منظور نشاندن و اجراي
راحت تر پوشش) آکري است بدیهی، لکن به هر جهت تحت الشعاع هدف برتر بهره گیري از تقابل نیروهاست.
اشکال در گنبد سلطانیه دهانه 24 گز (معادل 60
گز(معادل 24 متر) شروع شده است.
-6 تاثیر معماري گنبد سلطانیه بر گنبد کلیساي سانتاماریا دلفیوره
در بررسی معماري گنبد سلطانیه این نکته ضروري است که این بنا در دوره هاي بعد الگوئی براي معماران ایرانی گردید. تاثیر این گنبد
را نه تنها در معماري بعضی از بناهاي تاریخی ایران می توان مشاهد نمود، بلکه حتی برخی از باستان شناسان نیز بر این عقیده اند که
طرح گنبد سلطانیه و معماري آن پا از مرزها فراتر نهاده و بر بنائی چون گنبد سانتاماریادلفیوره در شهر (فلورانس) نیز تاثیر گذارده
است.
نظریه پروفسور پائولزي در این مورد چنین است:"و با اینکه ما از ترکیب ساختمانی گنبد این کلیسا بی اطلاعیم، معذالک مطمئنیم که
گنبدي را که بیش از صد سال بعد یعنی سال 1418 و 1419 توسط برونلسکی و گیبرتی بر روي کلیسا زده شده از فرم و نحوه
ساختمانی گنبد سلطانیه متاثر گردیده است چون گنبد سلطانیه تنها نمونه گنبد دو جداره متوازي است که اینجانب در تمام آسیا می
شناسم . بنابر این اثر آن بر روي تنها گنبد اروپائی از این نوع یعنی گنبد برونلسکی انکار ناپذیر است".
پائولزي در بخش دیگر از نوشته هاي خود وجه تشابهات دو بنا را یاد آوري کرده و چنین اظهار نظر می کند: "روابطی که معماري دو
بناي گنبد سلطانیه و کلیساي سانتاماریادلفیوره را بهم نزدیک می کند این است که هر دو داراي نقشه مرکزي و گنبدي
8 متر و در بین زوایاي چند گانه آن نیز نیمه ستونهایی تزئینی / دو جداره است". هر ضلع این بنا چند ضلعی منتظم به اندازه برابر 4
دیده می شود. ضمنا" بدنه خارجی دو نیمه ستون جبهه شمالی را فرورفته و مقعر ترتیب داده اند و با آثار آجري که بر روي بعضی از
نیم ستونها باقی است بنظر می رسد که در روي این نیم ستونها گلدسته هاي آجري شبیه گنبد سلطانیه وجود داشته است. پله هاي
متعدد ویران شده که بطرف شرق تپه ادامه دارد از آثار باقیمانده ایست که می توان در بنا مشاهده نمود. گنبد ویران شده و راهروها و
پله هاي داخلی عموما"از آجر ساخته شده اند. تزئینات بنا شامل آجر همراه با کاشیهاي فیروزه اي و آبی گلدار، با طرحهاي ستاره چهار
پر وکاشیهاي کوچک چند پهلو است.
بحث و نتیجه گیري
نوشتار حاضر سعی بر آن داشت که بتواند با تعمق و مقایسه دو اثر معماري (کلیساي سانتاماریا دلفیوره و گنبد سلطانیه) که در
دو زمان و مکان متفاوت از یکدیگر شکل گرفته اند، به بررسی مفهوم دو واژه هویتمندي و تاثیر معماري گنبد سلطانیه بر معماري
کلیساي سانتاماریا دلفیوره بپردازد. این کلیساي به عنوان عنصري هویتمند، با وجود داشتن ابعاد فیزیکی بزرگتر از گنبد سلطانیه
زنجان، اما در عین حال داراي دو موضوع مهم، یکی گنبدي دوجداره و دومی داراي نقشه مرکزي بوده، که هر دو اینها را که به عنوان
الگو و تحولی شگرف در معماري بوده از گنبد سلطانیه متاثر گردیده است، که دلیل آن هم در بحث تقدم زمانی ساخت بناي گنبد
سلطانیه بود که در قبل توضیح داده شد، اما این کلیسا در اثر هماهنگی با فرهنگ، زمان و مکان خود به وسیله گنبدهاي ترکه اي،
پوشش آجري و هویت کالبدي یافته است و به عنوان عنصري هویت بخش براي سیما و منظر شهري رم، بیانگر سبک رومانسکی می
باشد و یا به عبارت دیگر در اثر این تقلید عالمانه و مهم به صورت معماري بومی براي کشور ایتالیا درآمده است. نتیجه اینکه گنبد
سلطانیه نقطه عطف و اوج اجراي هنرهاي کاربردي زمان خود از جمله هنرهاي: گچبري، آجرکاري، کاشی کاري، نقاشی و هنرهاي
سنگ کاري بوده است و تنها بنایی است که دست کم پنج رشته هنري را از زمان ایلخانی و پیش از آن حفظ کرده و با خود داشته و
میراثی گرانقدر براي آیندگان با خود به یادگار گذاشته که حتی نامی از خود در این بنا نبرده و خودشان را بر ما نشناسانده اند. ضمن
اینکه استفاده از عناصر معماري اسلامی از جمله اسماء تعالی خداوند بزرگ به همراه نام پیامبر اسلام (ص) و امامان شیعه(ع) تاکید بر
مذهبی و به دنبال آن شیعی بودن معماري گنبد سلطانیه را دارد که ایده ساخت این گنبد در انتقال حرم مطهر مولاي شیعان از عراق
به این گنبد را داشته است و در دیگر مجالهاي تحقیقاتی گویاي بررسی معماري شیعی در این گنبد و در دیگر آثار شهر سلطانیه را
دارد و به عبارت دیگر، گنبد سلطانیه از هر حیث دانشکده و آموزشکده اي است که شناسنامه هنرهاي کاربردي در معماري ایران
اسلامی است. در این بناست که هنرهاي یاد شده اوج گرفته ، تکامل یافته و الگوي تزیینات معماري با روح و نشاط ایران اسلامی شده
است.
منابع:
1) نقی زاده، محمد- شهر و معماري اسلامی( تجلیات و عینیات) 1387 ، انتشارات مانی،
2) کیانی، محمد یوسف- معماري ایران(دوره اسلامی) 1379 ، انتشارات سمت،
3) معماریان، غلامحسین- سیري در مبانی نظري معماري،چاپ دوم 1384 ، انتشارات سروش دانش،
4) فلامکی، محمد منصور- شکل گیري در تجارب معماري ایران و غرب 1371 ، انتشارات نشر فضا،
5) پیرنیا، محمد کریم- آشنایی با معماري اسلامی ایران، تهران 1371 ، دنشگاه علم و صنعت ایران،
.148- 6) سازمان جغرافیایی نیروهاي مسلح، 1369 فرهنگ جغرافیایی آبادي هاي کشور جمهوري اسلامی ایران – زنجان(جلد 25 )تهران،ص 150
. 7) ضرغام، شریفه، شهریور 1371 ، سیماي سلطانیه و پیرامون آن، رساله فوق لیسانس، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، گروه جغرافیا، ص 22
. سلطانیه،شهرهاي ایران(جلد چهارم)، به کوشش محمد یوسف ربانی، تهران، جهاد دانشگاهی، ص 156 » 8) میر فتاح، سیدعلی اصغر، 1370
. 9) اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان، 1362 ، طبق لغات جغرافیایی قدیم و جدید ایران، به تصحیح میر هاشم محدث، تهران، امیرکبیر، ص 109
. 10 ) شر ویاز یا شهر ویاز با شهر ویان نیز گفته شده استبراي اطلاعات بیشتر ر.ك به؛ جغرافیاي سیاسی دفتر کیهان، ص 377
. 11 ) ظهیرالدین نیشابوري، 1322 ، سلجوقنامه تهران، کلاله خاور، ص 79
. 12 ) مستوفی، حمدالله، 1339 ، تاریخ گزیده، به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران، امیرکبیر، ص 607
. 13 ) شاردن، ژان، 1350 ، ترجمه محمد عباسی، جلد 3، تهران، امیر کبیر، ص 29


کلمات کلیدی مرتبط:
چکیده ,در مورد سبک معماري رایج در دوره ایلخانی ذکر این نکته مهم است که معماري ایلخانی از سبک دوره سلجوقی اقتباس شده است. ,معماري ایلخانی به عنوان مرحله اي شاخص در معماري ایران باستان می باشد که با دوره هاي قبلی حالتی پیوسته دارد، و یا به عبارت ,دیگر در این دوره معماري به یکباره همه الگوهاي معماري دو,
مقالات مرتبط در این دسته

 


کليه حقوق اين وب سايت محفوظ و متعلق به نقش برتر پارس مي باشد
Copyright © 2013-2016 - All rights reserved
طراحی سایت مشهد