پاورپوینت تحلیلی بر الگوي نگره مدرن و الگوي آموزش در حیاط مدارس
منشاء دگرانديشي نسبت به «محيط مطلوب آموزش و پرورش» نوعي طرز تلقي جديد نسبت به فرايند ادراك و احساس كودك به هنگام يادگيري است. شناخت اين طرز تلقي، مقايسه مدرسه مدرن با مدرسه كلاسيك را ممكن مي سازد. محيط آموزش كلاسيك چنان كه گفته شد، اولاً اتكاي ذاتي به وجود نظم و انضباط مطلق دارد، ثانياً بر مبناي حضور منفعلانه دانش آموز در روند يادگيري شكل مي گيرد، ثالثاً و از همه مهم تر آن كه اطلاعات درسي در اين محيط عمدتاً از دو مجراي ديداري و شنيداري اخذ مي شوند.
نگره نوين كه كارايي محيط آموزش كلاسيك را مورد ترديد قرار مي دهد، اتكاي زيادي به دريافت هاي جديد در مورد فرايند ادراك دانشآموزان در حين يادگيري دارد. از اين زاويه آموزشگران پيشرو، فقدان انگيزش و نيروي تحريك دانش آموزان را در محيط آموزشي كلاسيك، خاطر نشان ساخته، عدم شوق و علاقه دانش آموزان را به يادگيري در اين محيط، مورد توجه قرار مي دهند. به تعبير آنان، محيط مدارس كلاسيك به هيچ وجه عامل مداخله كننده و تأثير گذار در اشتياق بخشي به تعليم و تربيت نبوده، لذا فاقد جنبه سازنده و پوياي يك محيط مطلوب است.
اين نوع نگرش آموزشي قادر و بلكه مشتاق است حوزه فعاليت را از داخل به خارج گسترش دهد. مفهوم اين امر آن است كه روند تعليم دانش آموزان مي تواند محدوديت هاي فيزيكي داخل كلاس را پشت سر گذاشته و به داخل ايوان، حياط و يا حتي روي چمن، البته در يك روز با آب و هواي خوب، كشيده شود.
اما بايد توجه داشت كه اين تحول صرفاً به مفهوم ساختن يك كلاس درس كلاسيك در هواي آزاد نيست. ممكن است يك معلم سنت گرا روزي از سر تنوع و ذوق شخصي كلاس خود را به داخل حياط كشانده و بچه ها را در رديف هاي مستقيم در برابر خود و بروي زمين و چمن بنشاند. تحت اين شرايط او تنها سقف و ديوارهاي كلاس خود را برداشته و در قبال آن براي كلاسي كه عميقاً نيازمند سكوت و نظم است، عوامل مزاحم پديد آورده است. تشكيل كلاس در هواي آزاد اگر چه لذت بخش است، اما با وجود سر و صدا و عوامل جلب كننده توجه دانش آموزان، مي تواند براي منطق كلاس درس كلاسيك يك اقدام منفي نيز قلمداد شود. مگر آن كه همراه با اين انتقال آموزش به فضاي خارجي، دركي نوين از محيط تعليم و تربيت خلاق و پويا نيز به درون كلاس حلول نمايد. بر همين منوال ديدار از يك موزه، چنان چه دانش آموزان از مجسمه ها، اشيا و يا تصاوير، دور نگاه داشته شده و فرصت مشاهده نزديك و تجربه ملموس تر آن ها را نداشته باشند، صرفاً در حد يك برنامه نمايش اسلايد از اشياء موزه در كلاس درس خواهد بود، و نه بيشتر. فضاي متداول در بسياري از موزه ها بر مبناي حكم اعلام نشده «اشياء را نگاه كن اما هرگز لمسشان نكن» آرايش يافته اند و اين نكته با ذات آموزش پويا و مترقي مغاير است. چرا كه در اين جا يادگيري از نزديك و با استفاده از كليه ادراكات حسي- و نه صرفاً ديداري و شنيدني- صورت مي پذيرد.
گسترش محيط آموزشي به فضاي باز و كشانيدن دانش آموزان به هواي آزاد، في المثل حياط، ايوان و يا پارك، الزاماً به مفهوم ايجاد محيط آموزشي مدرن نيست، اگرچه به هر حال موجد تفرج و طراوت روحي آنان خواهد شد. انتقال كلاس به فضاي باز در حقيقت مفهوم كشانيدن حياط به داخل كلاس درس را دارد. اين مفهوم مبين آن است كه در فضاي خارجي بالقوه امكان مشاهده و تجربه وسيع تري وجود دارد. بنابراين فضاي باز قادر است امكان تعامل دانش آموزان با محيط طبيعي و اشياء متنوع قابل دسترسي در ان را در سطحي گسترده تر از داخل كلاس فراهم سازد. يك حياط ساده و آسفالت عملاً به رفتار و تحركات دانش آموزان مساعدتي ننموده و ضمناً عاري از هر گونه امكان يادگيري و تجربه انساني است و لذا بايد آن را يك محوطه مرده به شمار آورد.
حياط مدرسه مي تواند آخرين «منطقه آزاد» در شهر باشد، جايي كه تحرك و پويايي يا در صورت ظاهر «آنارشي» كودك رها شده و او مي تواند بدون دغدغه اي از مداخله بزرگ ترها، به آزادي و در عين حال استقلال خود متكي باشد. طراحي فضاي باز در مدرسه مدرن دقيقاً همين هدف را تعقيب مي كند و تلاش دارد تا با رها ساختن كودك علايق او را به خود جذب نموده، از اين طريق آموزش را بر مبناي تعليمات محيطي، و نه آموزش هاي صرفاً نظري، محقق سازد. هدف غايي در اين راستا ايجاد امكان درك عميق تر زندگي، رشد ارزش ها و موازين فكري، اخلاقي و ديني و نيز تسهيل در شرايط مطلوب تجربه و كشف در كودك و نوجوان است.
فضاي باز مدرسه قادر است ضمن فراهم ساختن امكاناتي براي مشاهده ملموس طبيعت، تصور يك فضاي بسته و شبه زندان را در درون مدرسه از بين برده، كودك را از فشار رواني دوري از دوستان و والدين خود مصون سازد. بسياري از مدارس مدرن همين فكر، يعني تبديل حياط مدرسه به يك فضاي عمومي شهري، را توسعه بخشيده و امكان ورود نسبتاً كنترل شده همه افراد جامعه را بدان فراهم ساخته كنترل شده همه افراد جامعه را بدان فراهم ساخته اند. اين ابتكار اگر چه ممكن است زحمات و مشكلاتي را بر مديريت مدرسه تحميل نمايد، ليكن احساس زنداني بودن در مدرسه را از ذهنيت كودك دور ساخته، بدين ترتيب او را به حضور در مدرسه مشتاق مي سازند. و.........