خانه

 درباره ما
 ارتباط با ما
 راهنمای فروشگاه

 فروش آثار شما
 نمونه قراردادها
رزومه
 نمونه کارها
 
جهت اطمینان از نماد اعتماد فروشگاه به سمت راست صفحه اول سایت (خانه) مراجعه فرماييد       با آرزوی ریشه کنی ویروس منحوس کرونا از کشور عزیزمان ایران        جزوات معماری       پاورپوینت های معماری       چند جمله از بزرگان : درنگ، بهترین درمان خشم است.        مناعت، بین خودستایی و خود هیچ انگاری است./ ارسطو       می‌توان حقیقتی را دوست نداشت، اما نمی‌توان منکر آن شد./ ژان ژاک روسو       زندگی مسئله در اختیار داشتن کارت‌های خوب نیست بلکه خوب بازی کردن با کارت‌های بد است./ گابریل گارسیا مارکز       جهان هر کس به اندازه ی وسعت فکر اوست. (محمد حجازی)       برای کسی که شگفت‌زده‌ی خود نیست معجزه‌ای وجود ندارد       علت هر شکستی، عمل کردن بدون فکر است. (الکس‌مکنزی)       بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم. (جانسون)       از دیروز بیاموز. برای امروز زندگی کن و امید به فردا داشته باش. (آلبرت انیشتن)       کسی که جرات هدر دادن ساعتی از عمر خود را دارد، ارزش زندگی را نفهمیده .داروین        شما تنها زمانی به قدرت نیاز دارید که قصد انجام کار مضری را داشته باشید در غیر این صورت عشق برای انجام هر کاری کافی ست. چارلی_چاپلین       زیبایی غیر از اینکه نعمت خداست. دام شیطان نیز هست . فردریش نیچه       از زندگانیم گله دارد جوانیم ، شرمنده جوانی از این زندگانیم      
فروشگاه مقالات
 
فهرست مطالب: دانلود پاورپوینت فضا در معماری

   تعدادبرگ: 52اسلاید   قیمت: 7500 تومان   حجم فایل: 11543 kb  تعدادمشاهده  33


بخشی از مطلب
مقدمه : 
وابستگي انسان به فضا ، ريشه هاي عميقي دارد . اين دلبستگي از نياز به درك روابط اجتماعي انسان ، جهت كسب مفهوم و فرمانروايي بر دنياي حوادث و رويدادها سرچشمه مي گيرد . بشر بين خود و اشياء رابطه ايجاد مي كند . بدين معني كه وي خود را به طريق فيزيولوژي با اشياء وفق داده و ايجاد سازگاري مي كند . چون حركات بشر در فضا انجام مي شود ، لذا فضا بيان كننده وجه ويژه اي از ايجاد ارتباط ميان انسان ها و ميان انسان ها و محيط نبوده بلكه صورتي است جامع از هرگونه ايجاد ارتباط و دربرگيرنده آن . بنابراين مي توان بر اين نكته تاكيد كرد كه فضا فقط يك جنبه از ايجاد ارتباط كلي است . 
در عهد باستان دو نوع تعريف ، مبتني بر دو گرايش فكري براي فضا يافت مي شود : تعريف افلاطون كه فضا را همانند يك هستي ثابت و از بين نرفتني مي بيند كه هر چه به وجود آيد در داخل اين فضا جاي دارد . 
تعريف ارسطويي كه فضا را به عنوان Topos يا مكان بيان مي كند و آن را جزئي از فضاي كلي تر مي داند كه محدودة آن با محدودة حجمي كه آن را در خود جاي داده است ، تطابق دارد . تعريف افلاطون موفقيت بيشتري از تعريف ارسطو در طول تاريخ پيدا كرد و در دورة رنسانس با تعريف نيوتن تكميل شد و به مفهوم فضاي سه 
بعدي و مطلق و متشكل از زمان و كالبدهايي كه آن را پر مي كنند درآمد . 
دكارت بر خصوصيات متافيزيكي فضا تاكيد دارد ، ولي در عين حال با تاكيد بر فيزيك خالص و مكانيكي اصل سيستم مختصات راستگوشه را براي قابل شناسايي كردن وسعت ها به كار برد . 
بعد از رنسانس به تدريج مفاهيم فضا از موجوديت واقعي آن جدا و بيشتر به جنبه‌هاي متافيزيكي آن توجه شد ، ولي در زمينه هاي علمي ، فضا مفهوم مكاني بيشتري را پيدا كرد .
در طراحي معماران كوشش معماران همواره براي خلق فضاهاي مطلوب و سودمند جهت استفاده انسان بوده ، كه براي نيل به اين هدف اطلاع از نحوه برخورد و رفتار او در درون اين فضاها بسيار اهميت دارد . مبلمان ، نور ، رنگ ، عملكرد ، حريم ، احساس ، نحوه استفاده و بطور كلي همة ابعاد كمي و كيفي و رفتار انسان در درون هر فضا «سناريو» ي اين فضا را تعيين مي كند . 
در اين مقاله ، سعي شده است به اين پرسش پاسخ داده شود كه تعريف فضا چيست؟ فضا در معماري چه مفهومي دارد؟ انواع فضا كدام است ؟ 
و در نهايت پاسخ به پرسش نهايي : فضاي معماري چه نوع فضايي بايد باشد و خصوصيات آن چيست ؟ 
1-فضا چيست؟ 
«ذرات فضا چيزي را باز مي نماياند كه فضا مي خواهد باشد.» لوئي كان 
نزديكترين تعريف براي فضا ، به نظر مي رسد چنين است كه فضا را خلائي در نظر بگيريم كه مي تواند شي را در خود جاي دهد و يا از چيزي آكنده شود . 
فضا در واقع چيزي نيست كه تعريف دقيق داشته باشد ، اما قابل اندازه گيري است . ارسطو اولين متفكر اروپايي باستان ، فضا را قابل قياس با ظرف مي داند كه جايي خالي است و براي وجود داشتن بايد پيرامون آن محصور باشد ، يعني ارسطو براي فضا نهايتي در نظر مي گيرد .
بر عكس اين تعبير را جيوردانو برونو (Giordano Bruno) در قرن شانزدهم ارائه مي‌دهد . (با استناد به نظريه كپرنيك) . به عقيده او فضا از طريق جداره ها درك مي‌شود و مجموعه اي از روابط ميان اشياء است و نيازي نيست كه از همه سمت محصور باشد و يا به تعبيري همواره نهايتي داشته باشد . محيط و خصوصاً معماري در مجموعه اي از سيستم هاي فضايي كم و بيش پيچيده است كه بر يكديگر تاثير مي‌گذارند . هر چه ساختار فضايي اين ارتباطات ساده تر باشند درك آن به عنوان يك كليت ساده تر است و به عكس ، پيچيدگي در نظم آن باعث مي شود تا نگاه ما بيشتر به دنبال ساختار و ريز نقش آن باشد . بشر از همان ابتدا نيازمند فضايي است كه او را در مقابل تاثيرات محيط حفظ كند . بنابراين اين فضا چون نقطه شروع انسان براي شناخت محيط است داراي ارزش خاصي مي باشد . 
اين فضا مركزي است كه بر مبناي آن تمامي ارتباطات فضايي شكل يافته و سنجيده مي شوند از يك سو ساخت و پرداخت اين فضا وابسته با امكانات فني انسان است و از سويي ديگر گوياي حالات و روحيات سازنده آن مي باشد . لويي كان اين نكته را چنين بيان مي كند : «ذرات فضا نه تنها روح زنده است بلكه فضا نمودي است از نياز بشر نسبت به وجود.» 
اين نوع مشخص از وجود داشتن و هم از اين طريق ، روح حاكم بر ساختار و پردازش فضا در طول زمان هميشه متغير بوده و تابعي از فرهنگ مي باشد . 
در فرهنگ اروپا ، در طول تاريخ آن سه نوع نگرش كاملاً متفاوت نسبت به فضا قابل بررسي است . نخستين آن همزمان با دوران شكوفائي تمدن و فرهنگ بين النهرين ، مصر و يونان مي باشد . معماري اين دوره به صورت مجسمه بوده كه مي بايست درخشش آن در تمامي فضاي بي پايان جلوه گر باشد و ارتباطي با كهكشان برقرار سازد . نقش فضاهاي داخلي در اين دوره نقشي ثانويه بوده و به آن چندان توجهي نمي شده است . (عناصر تشكيل دهندة فضا به مراتب مهمتر از خود فضا بودند.) به عكس معماري يونان كه نوعي «مجسمه سازي» بود در معماري رومي تبديل به «فضا‌سازي» گرديد . براي اولين بار در اين معماري ، براي كاربري هاي گوناگون ، فضاهاي متفاوت در نظر گرفته شد . فضاي داخلي پرداخته تر و فعال تر گرديد و از اين طريق نقش اول را در معماري بر عهده گرفت . 
شروع دوران سوم را مي توان آغاز قرن حاضر است . فضا در اين دوره ديگر محفظه‌اي محصور و بسته نيست ، بلكه به يك حوزه يا پهنه تبديل مي شود . به اين ترتيب است كه رابطه بين فضاي داخل و فضاي خارج نيز متحول مي گردد . 
 
2-انواع فضا 
2-1-فضاي رياضي و ادراكي 
فضا (Space) را مي توان به سه دسته تقسيم كرد : 1-فضاي جغرافيايي ، 2-فضاي زندگي ، 3-فضاي معماري . 
فضاي جغرافيايي ، فضايي است ذهني ، چرا كه مستقيماً قابل ادراك نمي باشد . در ذهن اين فضا با مجموعه اي از اطلاعات مشخص شده كه با استفاده از وسايل كمكي (نقشه يا مدل) توانايي شناخت آن را پيدا مي كنيم . 
فضاي زندگي ، فضايي است نيمه ذهني ، زيرا بعضي از صفات آن براي ما مستقيماً قابل ادراك است و بسياري ديگر را از راه اطلاعات مي شناسيم و يا اينكه اصلاً نمي‌شناسيم . 
فضاي معماري ، فضايي عيني به صورت قابل ادراك است كه مستقيماً احساس مي‌شود . امروزه ساختمانها از روي نقشه ساخته مي شوند ، يعني معمار ايده اش را روي نقشه به صورت دوبعدي كشيده ، كارگران آن را به شكل 3 بعدي و قابل تجربه مي سازند ، نقشه يا فضاي رياضي با فضاي واقعي تفاوت بنيادي دارد . رابطة بين اين دو را بولنف (Bollnovv) چنين تعريف مي كند : 
«اگر از تمام ارتباطات زندة فضاي قابل ادراك صرفنظر كنيم و زندگي را در آن به حد يك تصوير قابل فهم ، تنزيل درجه دهيم ، باقيمانده فضاي رياضي است . در فضاي رياضي ، همه نقاط از يك درجه از اهميت برخوردارند و هر جهتي را مي‌توان محور تلقي كرد . اما در فضاي ادراكي ، هميشه يك مركز (محل ايستادن ناظر) و يك محور تابع محل ناظر وجود دارد . بدينسان فضاي ادراكي تابع شخص ناظر است، بنابراين توسط افراد مختلف ، متفاوت حس مي شود . علاوه بر اين حتي براي يك ناظر ثابت نيز بر حسب وضع فيزيكي او در تغيير است . يكي ديگر از عوامل تمايز فضاي رياضي و ادراكي فاصله است . فاصلاً حسي لزوماً با فاصلة مكاني برابر نيست ، مثلاً در نقشه فاصلة بين دو اتاق از دو خانه همسايه تنها با يك ديوار جدا شده است ، اما از لحاظ حسي اين فاصله بيشتر است . عوامل اجتماعي ، رواني نيز دخيل مي باشند . 
 
2-2-فضاي روز و فضاي شب :
در تجربة فضا بولنف اختلافي بين فضاي روز و فضاي شب قايل است : «فضاي روز براي ادراك مقدم تر است ، تصور ما از فضا از فضاي روز حاصل شده است و براي درك فضاي شب لازم است.» فضاي شب فاقد عمق و جهت است و انرژي نامعين بر انسان مي گذارد . فضاي روز پر از نور و فضاي شب غرق در تاريكي است و بين اين دو نيز حدي از تاريكي و روشني قرار دارد مانند نور غروب . 
 
2-3-فضاي عمومي و فضاي خصوصي : 
در فضاي رياضي ، بين فضاي عمومي و خصوصي تفاوت است ، در حاليكه در فضاي احساسي اين تمايز كاملاً مشهود است . انسان به عنوان موجوديت اجتماعي به برقراري ارتباط با همنوعان نيازمند است ،‌از سوي ديگر براي آرامش و تفكر و رفع خستگي نيز محتاج محوطة فردي است . انسان مدام بين فضاي خصوصي و عمومي درگذر است . خانه به عنوان محيط خصوصي ، مرجع اصلي حركت و نقطه بازگشت او مي باشد . سكونت به معني وقت خود را در يك محل گذراندن نيست ، بلكه به معني خود را در خانه خويش «احساس كردن» است . 
به فضاي خصوصي ، تنها عده خاصي اجازه ورود دارند . از طرفي براي انسانها نيز مانند حيوانات حد و مرزهاي نامرئي وجود دارد كه به تنظيم قواعد همزيستي كمك مي كند . ادوارد هال(Hall) هاله هاي فيزيكي پيرامون هر فرد را چهار دسته كرده است : هاله كاملاً خصوصي - هالة شخصي - هاله اجتماعي و هالة عمومي 
 
2-4-فضا مابين : 
فضا را مي توان سيستمي از روابط ميان اشياء در نظر گرفت .فضاي مابين تنها يك فضاي تهي نيست بلكه براي شناخت اشياء ضروري است . مثلاً اگر دو ساختمان كاملاً نزديك هم باشند ممكن است يكي جزء ديگري در نظر گرفته شود و اگر فاصلة بين اين دو زياد باشد‌، ديگر رابطه اي بين آنها وجود ندارد . بنابراين اين فضاي مابين است كه وسيلة ايجاد ارتباط ميان ساختمانها است . نوع فضاي مابين تابع سه عامل است : اندازه ، تناسب و فرم هر كدام از اجزاء . 
عوامل اجتماعي ، رواني نيز تاثير مهمي دارد . مثلاً يك مكان خاص ممكن است براي يكي كنج  براي ديگري احساس تنگي و فشار را ايجاد كند . 
 
 
فرم                      تناسب                 اندازه
 
2-5-تهي (خلاء) 
فضاي مابين كجا تمام مي شود ؟ تهي كجا آغاز مي شود ؟ نوع فضاي مابين تابع اندازه ، تناسب و فرم عناصر محدود كنندة آن است . اگر اين سه عامل بر روي فضاي مابين دو چيز اثر نگذارند ، فضاي موجود را تهي مي ناميم . زماني از تهي كامل صحبت مي كنيم كه اصلاً هيچ چيز قابل تشخيص نباشد . تهي به معني يكنواختي محض يا فقدان هر نوع تحريك ادراكي تنها بر روي دريا و يا در تاريكي مطلق نيست ، بلكه در بين ساختمان هاي مسكوني يكنواخت نيز احساس مي شود ، به شرط اينكه موقعيت ساختمانها نسبت به يكديگر به گونه اي باشد كه باعث تشديد يكنواختي شده و نماها طوري طراحي شده باشند كه در عمل محركي مؤثر بر ادراك ايجاد نكنند . در اين صورت است كه احساس انسان آكنده ازيكنواختي مي‌شود وخود را تنها و منزوي مي پندارد يا به عبارت ديگر «تهي» را درك مي كند. 
 
عناصر فضا : 
هر كاري كه انسان انجام مي دهد داراي يك جنبة فضايي نيز هست ؛ به هر عبارتي هر عملي كه انجام مي شود احتياج به فضا دارد . فضاي داخلي معماري ، فضايي است ساخته شده به دست بشر و در وحلة اول وظيفة پناه دادن به انسان در مقابل عوامل طبيعي را دارد . لويي كان مي نويسد : «فضا ، فضانيست مگر اينكه به روشني قابل تشخيص باشد كه چگونه به وجود آمده است.» 
اولين عنصر ، كف است كه بنا به دلايل عملي معمولاً افقي است و امكانات تغيير در آن نسبتاً محدود هستند : ايجاد اختلاف سطح ، تغيير بافت و يا تغيير جنس . سقف يا بام دومين عنصر افقي محدود كنندة فضا مي باشد . فرم پوشش سقف مي تواند تاثيري كاملاً تعيين كننده در شخصيت كلي فضا داشته باشد . ديوارها عناصر عمومي محدود كنندة فضا هستند . با صرفنظر كردن از ديوارها فقط ستونها به عنوان عناصر عمودي باقي مي مانند . فضا از طريق عناصر تعريف كنندة آن شناخته مي شود . چارلز مور(Charles More) مي گويد : «وقتي از يك كف و سقف و چهار ديوار ، يك اطاق ساخته مي شود ،‌در كنار اين شش عنصر ، يك عنصر هفتمي هم وجود دارد كه فضا است و اين عنصر اثري بيش از عناصر فيزيكي دارد كه فضا توسط آنان ساخته شده است . اما كيفيت اين فضا در وحلة اول تابع عناصر متشكله آن و ارتباط اين عناصر با هم است و اين عوامل خود تحت تاثير مشخصه هاي ذيل هستند : 
الف-ابعاد عناصر 
ب)موقعيت عناصر نسبت به يكديگر 
ج)نوع عناصر : جنسي ، سطحي ، بافت و رنگ 
د) بازشو ها يا گشايش ها در عناصر 
 
فضاي معماري چه نوع فضايي بايد باشد ؟ 
تاكنون نظريه هاي متعددي دربارة فضا ارائه شده است . مسلم است كه فضاي معماري زير مجموعة مبحث بزرگتري تحت عنوان فضا است . كريستين نوربرگ شولتز در كتاب هستي ، فضا ، معماري به غير از فضاي معماري از 5 نوع فضاي ديگر سخن مي گويد : 
1-فضاي عملي يا فضاي پديده هاي طبيعي و بيولوژيكي ؛ 
2-فضاي ادراك و جهت يابي آني انسان در محيط ؛ 
3-فضاي هستي مربوط به تصوير و سيماي تثبيت شدة جهان در ذهن انسان ؛ 
4-فضاي شناخت جهان فيزيكي كه مربوط به ادراك علمي مي شود ؛ 
5-فضاي تجريدي روابط منطقي . 
فضاي معماري نوع خاصي از فضا است كه با پنج فضاي فوق به گونه اي مرتبط است . در اين تقسيم بندي مشاهده مي شود كه از 1 به 5 ، مسايل از عيني به ذهني ميل مي كنند، به گونه اي كه فضاي پنجم كاملاً ذهني است . معماري به لحاظ خصلتي كه دارد ، بر عكس از جهان تجريد آغاز مي كند و يه عينيت مي انجامد . اولين ايده هاي معماري مي توانند از مسائلي كاملاً تجريدي ماند مباني پروژه ، الگوهاي هندسي يا دياگرام هاي تحليلي كاربريها متولد شوند . در نهايت ، فضاي ساخته شدة محيطي مصنوع و فيزيكي است كه در آن ، علاوه بر پرورش ذهن ، فعاليت هاي طبيعي و بيولوژيكي انسان نيز صورت مي گيرند . بنابراين ، در مراحل مختلف تحقيق يك اثر ، فضاي معماري به گونه اي با تمامي موارد ذكر شده در بالا سر و كار دارد . انسان در فضاي معماري زندگي مي كند ، به فضا فكر مي كند و فضا را خلق مي كند . رابطه انسان با فضاي معماري پيچيده تر از فضاي هنري نقاشي و مجسمه سازي است ، زيرا انسان اين فضا را از درون نيز تجربه مي كند . اين رابطه‌اي است روزمره كه بخش مهمي از زندگي انسان را مشروط مي سازند . بنابراين فضا در معماري ، هدفي نهايي به شمار مي آيد . برونو روي ، منتقد ايتاليايي ، مي گويد : «معماري هنر ساختن فضا است .» ويگدنون در كتاب مشهور خود ، فضا ، زمان ، معماري ، از فضا به عنوان بحث اصلي و مركزي معماري سخن مي گويد . در هر حال ، فضاي محيط طبيعي يا فضاي فيزيكي جهان ، اگرچه در دوره هاي مختلف هميشه به گونه اي سمبليك يا ساختاري ، بر فضاي معماري تاثير گذاشته است تا به امروز ، همواره با فضاي معماري تضادي آشكار داشته است . 
شناسايي فضاي ساخت دست بشر در بستر طبيعت همواره بسيار آسان بوده است . طبيعت و معماري هر دو داراي نظم هستند ،‌ليكن نظم اين دو به لحاظ ساختاري كاملاً متفاوت است . انسان در خلق فضا از الگوهاي كلي ذهني بهره مي جويد . همانگونه كه انسان براي شناخت جهان فيزيكي ، جهان ساده تر قواعد علمي را پديد آورده است ، فضاي معماري نيز مربوط به جهان عملي ولي داراي نظمي ساده تر است . آنچه امروزه نظم يا بي نظمي مي ناميم ، در حقيقت به درجه هاي مختلف پيچيدگي يا نظم هاي متفاوت مربوط مي شود .
در هر حال ، عموم معماران «فضا» را اصلي ترين يا يكي از اصلي ترين عناصر معماري مي شناسند . فضاي معماري به بياني توصيف مادي «مكان» يا ظرفي است كه در آن بخشي از فعاليت هاي مربوط به زندگي بشر صورت مي پذيرد . بنابراين ، فضاي معماري با زندگي رابطه اي ناگسستني دارد . انسان هنگاميكه از رحم مادر جدا مي شود در فضايي جديد قرار مي گيرد كه همان فضاي معماري است . فرم و عملكرد رحم دقيقاً پاسخگوي تمامي نيازهاي انسان در اولين مرحله زندگي اوست . معماري نيز حتي المقدور بايد اينگونه باشد . 
فضا از بزرگترين دغدغه هاي معماري است . معماري يك «متن» است . متني با كلام ويژه . اما معمار پيش از اينكه متني را با عناصر معماري ، ماده و حجم بنويسد ، آن فضا را در كلمه مي سازد و مي انديشد . چراكه انديشه بيرون كلمه نيست . 
ساختن مكان بالاتر از ساختن فضا است و معماري همانا شناختن مكان به عنوان شالودة فضا است . هايدگر معتقد است كه : «فضاها هستي گوهرين خود را از مكان‌ها مي گيرند ، نه از فضا» بنابراين براي ساختن فضا ، مي بايد در صدد مهيا ساختن «مكان» بود . از اين رو است كه معماري در كشاكش با محل و محيط آشكار مي گردد . معماري ، با برپاداشتن يك معماري در يك محل ، بر آن است تا زندگي و روحي تازه به زمين ببخشد و اين «بخشيدن معناي تازه» همانا خلق مكان است كه فضا را در خود دارد . معماري در تلاش احياي «مكان مقدس» است . مكان مقدس ، مكاني متجانس نيست ، مكاني است سويه مند و جهت دار . مكاني كه به وسيلة گردهم آوردن هاي مقدس ويژه گشته . مكاني مقدس ، به واسطة يك اتفاق ازلي ، در زمان ازلي استعلا يافته . نقطه اي است ثابت و برجسته كه خود را از پيرامون خود بر مي كشد . اين مكان ، مقابل مكاني نامقدس قرار مي گيرد كه مكاني است همگن، يكنواخت و بي مركز ، مكاني است كه فاقد سويه مندي است . 
از آنجا كه انسان جهان را به واسطه كالبد خود مي فهمد ، و كالبد فيزيكي انسان داراي چپ و راست ، بالا و پايين و عقب و جلو است ، پس انسجام فضا نيز به تبع آن سويه مند  و ناهمگون است . 
رايانه در حال فرا گرفتن سراسر جهان است و قابليت هاي آن ، تفاوت هاي ميان فرهنگ ها و شيوه هاي زندگي را زدوده است . شهرها و كشورها هر چه بيشتر شبيه به هم مي گردند و ارزش هاي سنتي رنگ مي بازد . اين نسل به فضاها به صورت مكاني مي انديشد كه در آن  انسان با ماشين ها سخن مي گويد ، جايي كه زندگي و حساسيت انساني از بين رفته است . همه چيز در حال استاندارد شدن است و يكسان‌نگري در تار و پودها تنيده است . معماران به كارهايي مي پردازند كه به وسيلة رايانه ها و فقط بر پايه الگوهاي منطقي رايانه فهم و طراحي شده اند . در اين جا است كه فضاي معماري بي روح و بي جان خواهد شد . اما بايد در مقابل اين افراد جنگيد و بايد به دنبال فضاهايي بر مبناي تفاوت بود . معمار بايد به تفاوت ها امكان دهد تا به تجربه درآيند . بايد در پي خلق مكان هايي بود كه حس كالبد را تقويت كند تا انسان بتواند به واسطة كالبد خود ، حسي واقعي و عيني از فضا داشته باشد . «اگر كاليد از چنين فرصتي محروم باشد ، هيچ تجربة ديگري ممكن نخواهد بود و اگر ارتباطات فيزيكي از بين برود ، در واقع حس زنده بودن از بين خواهد رفت . 
بايد جريان زندگي روزانه را ارج نهاد و دنبال فضايي بود كه در آن زندگي روزانه انسان ها امكان گسترش يابد . بنابراين فضاهايي را كه اينگونه برتر از زندگي اند «فضاي زندگي» نام دارند . فضاي زندگي ، هم نيازهاي زندگي روزانه را پاسخ مي‌گويد و هم رابطه ميان انسان و چيزها مدام در خود باز مي سازد . پس ماده و مصالح اهميت مي يابند ، چرا كه يك سوي رابطه انسان و چيزها ماده است . 
عنصر مهمي كه مي توان در ساختار فضا از آن بهره گرفت ، نور است . «نور ، سرچشمة تمام هستي است . نور ، در حاليكه به سطح چيزها بر مي خورد ، به آن ها شكل مي دهد وبا انباشتن سايه در پشت چيزها ، به آن ها عمق مي بخشد . چيزها در طول لبة نور و تاريكي انسجام مي يابند و در حاليكه رابطه هاي بينامتني را آشكار مي‌سازند ، شكل ويژة خود را به دست مي آورند و كاملاً به همديگر پيوند مي‌خورند.» 
اما امروزه معماري مدرن ، جهاني كاملاً شفاف بنا نهاده است ، جهاني با نور يكسان و اين نور يكسان ، فضا را مي كشد و تا حد تاريكي مطلق فرو مي كاهد . حضور نور طبيعي نسبت بي واسطه اي با «مكان» و «زمان» مي سازد . از يكسو با حضور خود مكان را غنا مي دهد و از ديگر سو ، با تغييرات خود زمان را مي نماياند . اما وجود نور ، از تاريكي است . «نور به تنهايي روشنايي نمي بخشد ، بايد تاريكي باشد ، تا نور، «نور» شود و با جلال و قدرت بدرخشد . تاريكي ، كه تلالو نور را بر مي افروزد و قدرت نور را آشكار مي كند ، ذاتاً بخشي از نور است» . نور واسطة فهم ما از مكان، زمان ، طبيعت و زندگي است . 
بي ترديد تجربة معماري متكي به تجربه فضايي است كه جز از تركيب و ارتباط عناصر مكاني بدست نمي آيد . به اين ترتيب معناي مكاني فضا حذف ناشدني است ، در اين مورد انيشتين مي گويد : «فضا به لحاظ فيزيولوژيكي مفهوم ساده تري از مكان را بيان مي كند.» آنچه كه در شعر ، ادبيات و يا موسيقي يا ... تحت عنوان «فضا» يا معماري اسم برده مي شود ، بدليل فقدان ساختماني عيني و ملموس جز شبيه سازي معناي فضا و معماري نمي تواند باشد كه البته كاربرد و فايدة خود را دارد . اما در معماري نيز نبايد تنها «ساختمان» و معناي محدود و متعارف آن را مدنظر قرار داد، در معماري شرط تحقق فضا مقدم بر تحقق بنا است . توجه به فضا معماري را سيال و جاري مي كند و توجه به ساختمان ، آن را تكه و منفرد مي سازد . 
 
فهرست منابع : 
- حجت ، مهدي : «فضا» ، مجله رواق شمارة 1 ، پائيز 77 . 
- پور ديهيمي ، شهرام ، «عوامل مؤثر در ادراك فرم و فضا» ، مجله معماري و فرهنگ، شماره 1 ، تابستان 78 . 
- شيرازي ، محمدرضا : «آندو فضا را چگونه مي نويسد؟» ، مجله معماري و فرهنگ ، سال سوم ، شماره 9 ، تابستان 1380 . 
- افشار نادري ، كامران : «فضاي معماري و فضاي زندگي» ، مجله معماري شماره 2 ، پائيز 77 . 
- افشار نادري ، كامران : «از فرم تا فضا» ، مجلة معمار ، شماره 54 ، تابستان 78 . 
- ملكي ، غلامرضا :«آزموني نظري براي بسط مفهوم معماري.» مجله معماري و شهرسازي ، سال 76 ، شماره 38 و 39 . 
- يورگ ، گروتر :«زيبائي شناختي در معماري» ، ترجمه دكتر جهانشاه پاكزاد ، مهندس عبدالرضا همايون ، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي ، 1357 . 

 
فضا در معماري
 
 


کلمات کلیدی مرتبط:
بخشی از مطلب ,مقدمه : ,وابستگي انسان به فضا ، ريشه هاي عميقي دارد . اين دلبستگي از نياز به درك روابط اجتماعي انسان ، جهت كسب مفهوم و فرمانروايي بر دنياي حوادث و رويدادها سرچشمه مي گيرد . بشر بين خود و اشياء رابطه ايجاد مي كند . بدين معني كه وي خود را به طريق فيزيولوژي با اشياء وفق داده و ايجاد سازگ,
مقالات مرتبط در این دسته
پاورپوینت بررسی مبانی نظری طراحی پارک های اکولوژیکی
پاورپوینت بررسی مبانی نظری طراحی اکو پارک Echo Parkگردشگری
پاورپوینت بررسی فضاهای اجتماع گریز و اجتماع پذیر ، فضاهای مردگرا
مبانی نظری خانه و بررسی تعریف خانه از دیدگاه بزرگان معماری
دانلود پاورپوینت تحلیل تطبیقی مفهوم حرکت‌ در فضای سینما و معماری
پاورپوینت و پروژه کامل خانه آبشار فرانک لوید رایت و معماری ارگانیک
پاورپوینت شیت بندی
پاورپوینت فرآيند و روشهای طراحی - روش درونزا
پاورپوینت تزیینات
پاورپوینت مباني نظري معماري ميدان امام اصفهان
پاورپوینت بررسی تاريخ معماري
دانلود پاورپوینت تاريخچه طراحي
پاورپوینت خردگرایی در معماری وشهر سازی
دانلود پاورپوینت عناصر بصري در گرافيك
دانلود پاورپوینت تاثیر روانی ورودی در معماری
دانلود پاورپوینت بررسی نور و نور پردازی در معماری داخلی (تئوری ، عملی ، مصالح و شبیه سازی)
دانلود پاورپوینت تعريف معماری
دانلود پاورپوینت بررسی نمادگرایی فراموش شده فرم های معماری
دانلود پاورپوینت ایده تا فرم و موضوع طراحی در معماری
دانلود پاورپوینت هویت در معماری

Text/HTML
 
شما باید در حالت ویرایش باشید تا بتوانید متن را ویرایش کنید.

 


کليه حقوق اين وب سايت محفوظ و متعلق به نقش برتر پارس مي باشد
Copyright © 2013-2016 - All rights reserved
طراحی سایت مشهد
older wife fucks young cuckold husband (camster) yoga asanas sex xnxx horny blonde is fingering her pussy when black boyfriend comes to fuck burqa doggy style xxx sexy photos and videos beautiful water babe caleb gets fucked his girlfriend resident 4 cock hungry ebony babe in fishnet gets anally fucked curved limp small dick popping out of the window full nelson asa akira